بیرمنگام، آلاباما- صبحگاه یکشنبه ای گرم دربیرمنگام آلاباما است و مرکز شهر خالی ازتردد وهیاهو.
دردامنه برج بلند شهر، عده ای از مردم در خیابان خالی قدم می زنند و به آرامی از درکناری وارد کلیسای باپتیست(تعمیدی) خیابان شانزدهم می شوند. ساختمان آجری قهوه ای رنگ که متعلق به دهه شصت میلادی است، با نئون مشخص شده است.کلیسا در محله مرکزی شهر ودرمحاصره بنگاههای فروش ماشین، پمپ بنزین ها و فروشندگان لوازم یدکی اتوموبیل است. کیسه های نایلون مشکی در سطح پیاده رو و سوار بر نسیم گرم به این سو و آن سو می روند. تمام فروشگاهها به احترام روز خدا ، روز عبادت صرف ورفتن کلیسا ، تعطیل هستند.
تنها موسسه حقوق مدنی ، موزه ای که یادآور تلاش مردم بیرمنگام برای پایان دادن به تفکیک نژادی در دهه شصت میلادی است، به روی بازدیدکنندگان باز است.
برخلاف خمارآلودگی محله، زیرزمین کلیسای خیابان شانزدهم غلغله از جمعیت است.
ابناء کلیسا درحال جمع کردن بساط کلاسهای یکشنبه اند وخود را برای مراسم نیایش آماده می کنند.
دختران جوان با لباسهای تابستانی رسمی مدل قدیمی کنار به کنار پسرها که کت پوشیده اند و کراوات بسته اند از کلاسهایشان خارج می شوند.
خانمهای شیک پوشی آن طرفتر روی کف براق ایستاده اند واز لباسهای یکدیگر تعریف می کنند درحالیکه دو پیرمرد نیز روی کاناپه چرمی مشابه مدل دهه هفتادی لم داده اند و چهره هایی متمایز از شخصیتهایی سرشناس محلی درقاب آن ها را نظاره می کنند.
کلیسای تعمیدی خیابان شانزدهم سمبل فرهنگی وشاخصی برجسته برای آفریقایی – آمریکایی های آلاباما به شمار می رود.
در 15 سپتامبر 1963 دربحبوحه درگیری های نژادی بیرمنگام بمبی دراین کلیسا منفجر شد و چهار دختر جوان را کشت. درمراسم تشیع جنازه این چهاردختر 8000 نفر حاضر شدند و کشیش مارتین لوترکینگ برایشان سخنرانی کرد. جون باز نیز آلبوم یکشنبه بیرمنگام خود را در احترام به این چهاردختر ضبط کرد. در 1997 نیز اسپایک لی کارگردان هالیوودی، مستند چهاردختربچه را در انعکاس حمله مرگبار یکشنبه به این کلیسا تهیه کرد. احساس فخر امرای کلیسا نسبت به تاریخچه این کلیسا از این رو بی دلیل نیست. ماروین هکز 43 ساله که محلی بیرمنگام محسوب می شود و سه سال پیش به شهر جیمیزون در جنوب تغییر مکان داده با افتخار می گوید:"من سالها است که عضو این کلیسا هستم. آقای هکز همچنان ماهی دوبار چهل وچند مایل رانندگی می کند تا به بیرمنگام بیاید و در مراسم نیایش یکشنبه کلیسای خیابان شانزدهم شرکت کند.
هیکز با لبخندی برلب ادامه می دهد:"این کلیسا تاریخی طلایی دارد و الحانی دلنشین". جمعیت برای خواندن نیایش آماده می شود.
مراسم آواز کلیسایی با خواندن چهارزن که سرودهایی مسیحی را می خوانند آغاز می شود. جمعیت از روی نیمکت های مخمل قرمز بلند می شود و با آنها هم آوا می شود و یکی از پرحرارت ترین رقصهای کلیسایی را به چشم می بینم. یکی از چهار زن نا متعادل می رقصد. او که یک زن چاق بیست وچند ساله است به نظر می آید که از حالت عادی خارج شده و تحت تاثیر نیرویی قرارگرفته است. رقص هیپنوتیزمی او آنقدر ادامه پیدا می کند که سرانجام او روی ردیف اول نیمکتها غش می کند. یک مرد تلاش می کند تا با بادبزن او را سرحال بیاورد. چند دقیقه بعد داستان دوباره وهنگامی که زن جوان به خواندن با گروه کُر مشغول می شود، از نوتکرار می شود.
پیشوای روحانی آرتورپرایس جونیوربه بالای منبر می رود واز نمازگذاران می خواند که برای بیماران، برای کشور، برای شهر و برای انتخابات دعا کنند. کشیش می گوید:"از اینکه برای انتخابات ثبت نام کرده اید مطمئن شوید. شما نمی توانید عضو (کلیسای) خیابان شانزدهم باشید و ثبت نام نکرده باشد. مردم بسیاری مشقت کشیده اند تا ما از مواهب آن بهره مند شویم."
براساس قانون که به موسسات معاف از مالیات مثل کلیساها اجازه نمی دهد از کاندیدایی حمایت کنند(برخلاف اقدام 33 روحانی مسیحی سراسر کشوردر تایید مک کین یا اوباما) ، صحبتهای کشیش به همین حد محدود می شود. او که محلی فیلادلفیا است و شش سال پیش از کلیسایی در بوفالو نیویورک به اینجا نقل مکان کرده است می گوید: "درمیان عبادت کنندگان ما هم جمهوریخواه وجود دارد و هم دموکرات. من نمی توانیم به پیروان بگویم که به چه کسی رای دهند. او که این مقطع ازانتخابات را فارغ از نتیجه اش، یک رویداد تاریخی بیان می کند می گوید:"اکثریت جمعیت عبادت کنندگان این کلیسا آفریقایی – آمریکایی ها هستند ولذا ما عمیقا ازاینکه دموکراتها یک کاندیدای آفریقایی- آمریکایی معرفی کرده اند مسروریم کما اینکه تصور داشتن معاون رییس جمهورمونث نیز به همان اندازه جالب است.
پرایس تشریح می کند که درمیان اعضای کلیسای خیابان شانزدهم تعدادی غیرآفریقایی-آمریکایی هم وجود دارند. این عده ده دوازده نفرند که درمیان سیصد واندی عضو سیاهپوست کلیسا شاخص اند که البته هیچکدامشان امروز حضور ندارند.
درمیان پیروان او افراد از طبقات مختلف وجود دارند. از افراد بی خانمان گرفته تا متخصص قلب. او می گوید که مسایل مختلفی را با این افراد به شور می گذارد:"ما درخصوص مسایل مختلفی از قبیل موضوعات اقتصادی؛ مثل بی خانمانی و حق مساوی مسکن برای فقرا و یا جنگ عراق صحبت می کنیم."
او با اشاره به وضع بد اقتصادی از کم شدن اعانه ها و کم شدن حضور مردم در مراسم انجیل خوانی شب چهارشنبه شکایت می کند.
ماروین هکز یکی ازاعضای کلیسا است که فشار اقتصادی بر حضورش تاثیر گذاشته است. او که ازافزایش قیمت بنزین شکایت دارد می گوید:"من راننده وانت هستم و در سراسر آلاباما رانندگی می کنم. این روزها مجبورم ماهیانه 600 دلار فقط پول بنزین بدهم." شرکتی که هکز برایش کارمیکند به او ساعتی حقوق می دهد، به او مزایا وبیمه درمانی اعطا می کند اما پول بنزین را او باید از جیب خودش پرداخت کند. همسر او حسابدار است واو پدر سه فرزند است. او که حامی اوباما است می گوید:"من به دنبال تغییر وضع موجود هستم وبه همین دلیل هم از اوباما حمایت می کنم."
والیسا براون که محقق پزشکی در دانشگاه بیرمنگام آلاباما است می گوید:"وضع اقتصادی مشکل آفرین است اما زندگی من خیلی تحت تاثیر مستقیم آن قرار نگرفته است." خانم براون که ده سال عضویت درکلیسا را با خود دارد هر یکشنبه با همسر خود که دستیار مدیر مدرسه است و دو پسر دو ساله و پنجساله اش به کلیسا می آید. او که به همراه همسرش برای گردهمایی ملی دموکراتها به دنور می رود می گوید:"اگر باراک برنده شود، فرزندان من به اینکه کسی مثل آنها (هم نژاد) رییس جمهورشان است، مباهات می کنند." خانم براون که در یک شهرک کوچک صنعتی در منطقه روستایی آلاباما که وابسته به صنعت چوب بری است، بزرگ شده به خاطر می آورد که تنها کارخانه نساجی شهر هنگامی که او در دبیرستان درس می خواند تعطیل شد. او توسط پدربزرگ و مادربزرگش بزرگ شده است. پدربزرگ او در کارخانه تولید محصولات کاغذی کارمی کرد ومادربزرگش خانه های مردم را تمیزمی کرد. او بعد ازفراغت از تحصیل دبیرستان در 1998 به یمن بورس تحصیلی وارد کالج شد و لیسانس خود را از دانشگاه آلاباما گرفت و سپس فوق لیسانس خود را دررشته سلامت عمومی از UAB اخذ کرد.
او با امید اینکه تنها با آمدن اوباما این تخیلش به واقعیت بپیوندد می گوید:"من امیدوارم بچه هایم قادرباشند تا جنبه های دیگر از زندگی را فرای آلاباما تجربه کنند وبه موقعیتهای مختلف فارغ از هرگونه محدودیتی دست پیدا کنند."
او که درجامعه ای فقیر بزرگ شده است ، معتقد است فقر برای سیاهان وسفید پوستان دراینجا یکسان بوده است. او که ازشدت تنشها درجامعه روستایی آلاباما سخن می گوید روزی را به یادمی آورد که پدربزرگش جزوه ای از سمت کوکلاس کلان ها درصندوق پست اش دریافت کرده بود که درآن از حمایت از کاندیدایی خاص برای انتخابات محلی صحبت شده بود. خانم براون می گوید:"در اینجا تبعیض نژادی همه جا وجود دارد." او که به نقل خاطره ای از خرید کردنش مبادرت می کند می گوید برای خرید به فروشگاه کفش رفته بودم اما همه مشتریها ناخودآگاه فکر می کردند من کارگر آنجا هستم. "من یک کیف 200 دلاری رو کتفم داشتم . چه جوری آنها فکر می کردند من کارگر آنجا هستم؟" او باخنده ادامه می دهد. او همین طور که به همراه خانواده اش برای صرف غذا می روند می گوید:"تفکیک نژادی را می توان یکشنبه ها بیش از هروقت دیگر حس کرد."
والیسا براون درست می گوید. تنها چندمایل آن طرف تر و بیرون ازبیرمنگام ، ابَر کلیسای برایروود قرارگرفته است که از واقعیتی دیگر را به تصویر می کشد. برایر وود که فعالیت خود را در دهه 60 میلادی آغاز کرده است، سردمدار حرکت کلیساهای مشایخی آمریکا است که در 1973 توسط 250 کلیسا با این تفکر که جریان اصلی کلیساهای مشایخی بسیارلیبرال است، فعالیت خود را آغاز کردند.
این اجتماع اینک بیش از 4200 عضو دارد. کلیسا متشکل از مدرسه مسیحی است که به 1900 دانش آموز از مهدکودک تا کلاس دوازدهم آموزش می دهد و مدرسه ویژه دینی نیز دارد. در 1988 برایر وود به تپه ای مشرف بر اتوبان I-459 نقل مکان کرد که بهای این مکان جدید 32 میلیون دلار بود. در 1998 5.5 میلیون دلاربنای دیگر به این مجموعه افزوده شد. اکتبر امسال طرح توسعه ای 28.8 میلیون دلاری این کلیسا آغازمی شود. استن گوبل مسیونر کلیسای برایر وود می گوید:"ما به فضای بیشتری نیازداریم چرا که جای ما بسیار کم است. ما درصدد ساخت مرکز جوانان به وسعت 32 هزار فوت مربع هستیم درحالیکه نیاز به پارکینگ بیشترو دفاتر کار بیشتر برای کارمندان هستیم."
همزمان با غروب آفتاب در حومه تپه ماهور بیرمنگام ، اتوموبیلهای SUV عظیم الجثه وارد پارکینگ وسیع و مشجر کلیسا می شوند. زوجهای مسن، خانواده هایی با فرزندان جوان، و نوجوانان به سمت ساختمان آجری قرمز می روند. مراسم نیایش ساعت 6 بعد ازظهر آخرین مراسم انگلیسی روز یکشنبه است که کلیسای برایر وود در کنار برنامه های دعا به زبانهای اسپانیولی، کره ای و ژاپنی ، ارائه می دهد. گلندا وود که در کار ساخت وساز است و هفته ای 15 ساعت به صورت داوطلبانه به کلیسا خدمت می کند درحالیکه چرخی مملو از جزوه را در هال وسیع کلیسا هل می دهد می گوید: "من یادم می آید یک زمانهایی، کلیسا حتی 1000 برنامه درهفته نیز داشته است."
داخل کلیسا، محوطه ای نورگیر هشت ضلعی بود.سن بزرگی در گوشه سالن قرارداشت که منبر بر روی آن قرار گرفته بود. دو تلویزیون بزرگ صفحه تخت از دو سوی سالن آویزان بودند و در طول نیایش متن قطعات اجرا شده سرودهای کلیسایی توسط مرد جوان گیتاریست و خانمی ویولنیست را به نمایش درمی آوردند. در طول مراسم نیایش نیز این دو تلویزیون نکات مهم سخنرانی کشیش هری ریدر را درقالب قطعات نمایشی پاورپوینت به حضار ارائه می دادند.
در وعظ کشیش ریدر حرفی از سیاست و رویدادهای جاری زده نشد و تنها مباحث الهیات که دنبال کردن وتمرکز برروی آنهاچندان آسان نیست، مطرح شد. آموزه های این کلیسا فقط مبتنی بر الهیات انجیلی است و تمرکز آن بر اهداف مسیونری و توسعه آنها است. کشیش رید در وعظ خود تاکید می کند:" این یک کلیسای علوجو است و پیروزی از آن ما است." بریروود که به احیاگر کلیساها نیز شهره است همواره تیم هایی رابرای احیای کلیساها چه درداخل آمریکا وچه درخارج آمریکا گسیل می کند.
کشیش هری ریدرکه در طی نُه سال گذشته ارشد کلیسای بریروود است می گوید:"ما معتقدیم که انجیل عیسی مردم را نجات می دهد. ما پیاممان را به دیگران می رسانیم ومنتظرجواب می مانیم."
همانند کشیش پرایس کلیسای خیابان شانزدهم ، اونیز ترجیح می دهد که کاندیدای خاصی را در وعظ خود تایید نکند. او می گوید:"این فکر می کنم این حق را دارم که نظرم و انتخابم را بیان کنم اما فکر نمی کنم انصاف باشد که به پیروانمان بگوییم چگونه رای دهند."
او نیز همانند کشیش خیابان شانزدهم ، موضوعات مهم را به اتباع خود گوشزد می کند. او می گوید:"ما معتقدیم تقدس در زندگی باید حفظ شود، تقدس ازدواج و اتحاد زناشویی باید محفوظ بماند. ماباید درحل مسایلی مثل اپیدمی ایدز، به عنصر عطوفت توجه کنیم ."
بریروود به اقوام دیگری هم که تمایل دارند به زبان خودشان عبادت کنند، خدمات ارائه می کند. اما با اینحال اعضای سیاه پوست این کلیسا محدود است. کشیش ریدر می گوید:"ما به دنبال مساوات وجذب همه گروههای نژادی هستیم اما به این هدف نرسیده ایم وتنها 10 درصد جماعت مارا آفریقایی – آمریکایی ها تشکیل می دهند."
تنها پیانیست کلیسا است که آفریقایی – آمریکایی است حال آنکه کشیش ریدر می گوید طرفدار ایده تفاوت نژادها نیست: "انجیل می گوید که ما از یک نژاد هستیم. مردم در برابر خدا برابرند."
مراسم تمام شده است اما صحبت کردن با مردم خیلی آسان نیست. بسیاری مشغول فعالیت اند و بقیه هم تمایلی به حرف زدن ندارند. مسیونر استن گوبل که لباس چرم موتورسواری پوشیده و کلاه ایمنی اش را دردست دارد می گوید که کلیسای بریر وود را دوست دارد چون کلیسایی است مشوق وروح انگیز. او که درخانواده ای کلیسایی به دنیا آمده 55 ساله و مجرد است و فعالیت های خود را از 1979 آغاز کرده است. او می گوید بحران مالی مردم فقیر منطقه را آزارمیدهد. او ازاینکه دوستان موتورسوارش را به خاطر بحران اقتصادی کمتر می بیند ، سخن می گوید:"به خاطر گران شدن بنزین ، آنها موتورهایشان را سوارنمی شوند." او که به قول خودش چندان پیگیر رقابتهای انتخاباتی نیست می گوید:"به طور کلی به خاطر نقطه نظراتش درخصوص سقط جنین و همجنس گرایی، من طرفدار مک کین هستم ." او از گرایشش به ساراپیلین، نامزد معاونت ریاست جمهوری هم پرده برمی دارد ودلایل علاقه ا ش به اورا استواری اش واینکه ارزشهای والایی دارد، عنوان می کند.
ژاکلین گوثارد 35 ساله هم که به همراه سه کودکش روی یک نیمکت نشسته است از طرفداران سارا پیلین است. او که پرستار مرکز پزشکی بیروود و فارغ التحصیل داشنگاه می سی سی پی است و با سخنرانی که به تازگی ازشیکاگو درایلینویز به می سی سی پی آمده ، ازدواج کرده است می گوید:"من الان وهمیشه به جمهوریخواهان رای می دهم."
او معتقد است رای او ازبغض به اوباما سرچشمه می گیرد چرا که به نظر او وعده های او پوچ و توخالی است. خانم گوثارد نقطه نظر خاصی درخصوص جنگ در عراق ندارد اما در خصوص وضعیت اقتصادی نگران است.
او که از گران شدن بنزین ناراضی است آن را عامل بازدارنده ای می داند که منجر به کم کشدن تحرک مردم شده است. او که امیدوار است با رای خود موجبات استقلال در حوزه انرژی را فراهم آورد، به عنوان یک محافظه کار مسیحی به کاندیدایی اقبال دارد که خواستار توسعه ارزشهای روشن و واضح از زندگی و فهم درست ازدواج به عنوان اتحاد زناشویی است. خانم گوثارد می گوید:"من خواستار دیدن ارزشهایی واضح هستم. نه آینده ای که درآن هیچ کمالی وجود نداشته باشد و فرزندان ما بدون هیچ بنیانی بزرگ شوند."
ترجمه از مهدی جدی نیا
No comments:
Post a Comment