Wednesday, August 29, 2012
ایران ِ بهتر به جای الله اکبر؟
Wednesday, January 7, 2009
Carrot: Yes Please, Stick: No thank you!

Mehdi Jedinia
Last November, Barack Obama was elected the nation's 44th president, breaking the ultimate racial barrier to become the first African-American to claim the country's highest office.
Obama’s presidency at first seemed to change many attitudes in
Opening a window toward US was a very expected and a rational reaction by Iranian leaders as escalating international pressure over Iran's nuclear program are giving Tehran a very hard time.
Mr. Obama's willingness to talk to
But Obama’s recent tough statements regarding
Influential former Iranian president Akbar Hashemi Rafsanjani desperately pushed to accuse
The Democratic presidential-elect has previously promised a hard line against Iran going nuclear, which he has called a "game changer" in the Middle East and no one guaranteed that he might not increase pressure over Iran but his statement of “carrot and stick” however very common in English, interpreted as an insult calling Iranian people as donkeys or mules to be treated by stick.
In spite of years of sanctions and isolations, Iranian people still have a strong sense of pride and unwilling to let anyone to bring them down. Several
The history of attempts to improve relations between the two countries is riddled with missed opportunities.
It is not late to change the course. Many Iranians may still welcome Obama. The hardliners’ rhetoric against him and his policies are still not as damned as it might be in the coming months. He still has the chance to talk and bridge directly to Iranians.
It is good to mention that despite years of hostility between the two nations there are many Iranians who sympathize with African-American minority and see them as oppressed. The sympathy is still very strong as it was during the 1979-81 hostage crises which led the hostage takers declared their solidarity with other "oppressed minorities" and released 13 women and blacks. Obama has this Ace card in his pocket.
Wednesday, October 8, 2008
نمازجمعه خياباني در واشنگتن

درخيابان ماساچوست شهر واشنگتن دي.سي. درمحلي که به واسطه استقرار سفارت ها و کنسولگري بسياري از کشورها به خيابان بين المللي شهره است، بزرگترين مرکز اسلامي واشنگتن دي.سي بناشده است که از معماري جالب اسلامي برخوردار است و درميان ساختمانهاي تقريبا هم شکل سبک اروپايي جلب توجه مي کند. اين بنا که بسياري از المانهاي معماري اسلامي شرقي را نمايندگي مي کند، تلفيقي از رويکردهاي معماري بسياري ازممالک اسلامي را برخود دارد. معماري فضاي خارجي آن ملهم از معماري اسلامي روم شرقي است، درحاليکه مناره هاي آن به سبک مناره هاي خليجي ساخته شده و کاشيکاري فضاي داخلي آن نيز هديه دولت ترکيه است. کنده کاري ها و حکاکي خطوط قرآني سقف محصول مصر است، حال آنکه فرشهاي دست باف داخل آن نيز حاصل کار قاليبافان ايراني است.
در اين ميان اما تردد جمعيت به خصوص در روزهاي جمعه، تعجب بسياري از رهگذران را به خود جلب مي کند. جمعيت کثيري از مسلمانان با پوشش هاي گوناگون اسلامي به مسجد رفت و آمد مي کنند درحاليکه عده اي ديگر نيز کمي آن طرف تر، درحاليکه زيراندازهاي خود را بر زمين پهن کرده اند، نمازجمعه دومي را اقامه مي کنند.
نماز جمعه همواره به عنوان عامل اتحاد مسلمانان ياد شده است و هردو فرقه اهل سنت و تشيع، پيروان خود را تشويق مي کنند که در نمازهاي جمعه شرکت کرده تا اتحاد خود را به غيرمسلمانان نشان دهند . اين درحالي است که در هردو طريقت نيز بر لزوم اتحاد بين نمازهاي جمعه و گردهم آمدن نمازگذاران تاکيد شده است به گونه اي که حتي فقه شيعه درصورتي که فاصله بين دو نماز جمعه يك فرسخ شرعى (دو ونيم مايل) نباشد، نماز جمعهاى كه بعد از نماز جمعه اول برگزار مىشود را باطل مي داند.
دراين ميان اما يک سوال مطرح است: چه دليلي باعث شده است که عليرغم وسعت مسجد اصلي و امکان گذاردن نماز در آن ، جمعيت دوم در خيابان نمازبگذارند؟
علي که خود را از اعضاي فعال مسجد واشنگتن در دهه 80 ميلادي معرفي مي کند چنين مي گويد: "ماه رمضان سال 81 بود. درايران تازه انقلاب شده بود وانرژي زيادي در بين دانشجويان ايراني وجود داشت. تلاش براي توسعه فعاليتها و مبارزات که با نظارت شديد پليس آمريکا همراه بود و با وقوع جريان گروگانگيري شدت يافته بود، در جنبه هاي مختلفي جريان داشت. تقريبا تيم اصلي گردانندگان مسجد را دانشجويان ايراني مذهبي تشکيل مي دادند درحاليکه هيات امناي سنتي مسجد نيز از بدو تاسيس اين مسجد در 1957 بر آن نظارت داشتند. هيات امناي سنتي مسجد که بنا به سنت اين مسجد عمدتا از ديپلماتهاي کشورهاي مسلمان بودند. کاملا مخالف انجام هرگونه فعاليت سياسي در داخل مسجد بودند و از آنجايي که اين مسجد با ايده سفير اسبق مصر درواشنگتن تاسيس يافته بود واکثريت هيات امنا نيز سني مذهب بودند، تصميم گرفته شد تا فعاليت ايراني ها در مسجد محدود شود. اين درحالي بود که سفارت عربستان سعودي نيز نفوذ عمده اي در مسجد ايفا مي کرد و از آنجايي که بسياري از هزينه هاي مسجد را تامين مي کرد داعيه نفوذ بر مسجد را داشت و کارشکني مي کرد."
حسين از ديگر فعالان ايراني مي افزايد: "کارشکني ها و مشکلاتي که دولت عربستان سعودي ايجاد مي کرد منجر به اين شد که عده اي از نمازگزاران بعد از نماز جمعه اقدام به انجام راي گيري گسترده اي نمايد و از آنجايي که احساسات ضد امپرياليستي به تبع انقلاب ايران و خيزش سوريه به دنبال کمپ ديويد در سطح بالايي قرارداشت هيات 11 نفره اي انتخاب شد که مديريت مسجد را برعهده گرفت. اما از آنجايي که اين هيات با برنامه هاي دولت سعودي همسو نبود و درعين حال تمايلي به مشارکت ديپلماتهاي مسلمان در تصميمات نداشت با مشکل روبروشد. دولت سعودي از پرداخت هزينه هاي آب و برق وتلفن سرباززد ودرمارس 1983 مقارن با گزارش فردي که به سفارت عربستان وابسته بود مبني بر امکان وجود ابزار مشکوک در مسجد، مرکز تعطيل شد و نمازهاي جمعه در محوطه مسجد برگزار مي شد. درهمين ايام بود که دولت عربستان اقدام به کشيدن نرده فلزي اطراف مسجد کرد و نمازگذاران مجبور به اقامه نماز جمعه در خيابان شدند."
ابوحمد که تمايلي به درج نام واقعي خود ندارد مي گويد: "ايرانيها در اين ايام بسيار تند و سطحي عمل مي کردند. بعضي هايشان حتي مي خواستند عمليات نظامي در آمريکا انجام دهند. به ما گزارش مي رسيد که بعضي هايشان حتي اسلحه حمل مي کنند. اين بود که تصميم گرفته شد تا مسجد احيا شود و تيمي جديد مسجد را سرپرستي کند تا مسجد از هدف اصلي خود که عبادت است دور نشود. فعاليت بسياري از ايراني ها بسيار خشن بود و با موازين اسلامي سازگار نبود. روي بسياري از فرشهاي ايراني مسجد بافته شده است هديه شاه ايران به مسجد واشنگتن درحاليکه خود ايراني ها به دليل دشمني که با شاه داشتند بعضي از فرشها را پاره کردند و بعضي ديگر را رنگ زدند که اين رنگها به سختي از روي فرشها پاک شد و هنوز آثار رنگ بر روي نوشته ها روي خيلي از فرشها باقي مانده است. امام خودخوانده مسجد يعني محمد العاصي که هنوز در خيابان مشرف به مسجد نماز مي خواند نيز مانع اين فعاليتها نمي شد و براي همين جامعه اسلامي واشنگتن مجبور به ابتکار عمل شد."
در عيد فطر 83 درهاي مسجد از ابتداي صبح بازشده بود. مسلمانان براي خواندن نماز به مسجد داخل شدند اما امام جديدي که از سوي سعودي ها منتصب شده بود مي خواست نماز عيد را اقامه کند. ايرانيها اما با بلند کردن محمد العاصي و سردادن تکبير اورا به جلو فرستادند و نماز عيد فطر را به امامت او اقامه کردند. چندي نگذشت که درهاي مسجد بسته شد و پليس تمام نمازگذاران را دستگير کرد. باشناسايي عوامل اغتشاش، بنا به روايت طرف سعودي، اين عده به زندان رفتند وعيد فطر را در زندان گذراندند و فرداي روز عيد فطر با اتهام ورود غير قانوني و اغتشاش در مراسم نماز العاصي و 50 نفر ديگر به دادگاه احضار شدند.
اتهام ورود غيرقانوني اثبات نشد اما تقريبا تمام اين عده با حکم اغتشاش مجرم شناخته شدند. محمد که درميان دستگيرشدگان است مي گويد: "هنوز هم هر وقت براي استعلام مي رويم، سابقه مذکور با عنوان Felony روي پرونده مان موجود است واين کار اين عده را براي تصدي بسياري از مشاغل در آمريکا سخت مي کند."
از آن زمان به بعد اين گروه موسوم به 51 نفر به اعتراض خود ادامه داده اند. اما تنها تعداد کمي از اين عده همچنان در کنار خيابان و همراه با العاصي نمازجمعه، نماز عيد فطر و عيد قربان مي خوانند درحاليکه عده جديدي که عمدتا از نسل دوم گروه قبلي اند جايگزين آنها شده اند.
عليرغم تلاش هاي صورت گرفته براي آشتي بين اين دوگروه و بازگرداندن اين نمازگذاران به داخل مسجد، به دليل سرسختي سفير سابق سعودي درآمريکا ، شاهزاده بندر، و همچنين پيش شرطهاي العاصي اين اختلاف نظر باقي مانده است و همچنان روزهاي جمعه دو نماز جمعه در خيابان ماساچوست واشنگتن دي سي اقامه مي شود. يکي درخيابان و ديگري درمسجد.
ایرانی -آمریکایی های؛ مک کین یا اوباما (2) ؟
شیوا صرام عضوشورای ملی ایرانی-آمریکایی ها (نایاک) به تازگی (20 سپتامبر) بابرگزاری مراسم گلریزان (گردآوری کمک) در شهر محل سکونتش نیوکنعان، توانست مبلغ 375 هزاردلار برای رقابت انتخاباتی اوباما تامین نماید.
شیوا صرام که از سال 2004 حرکت سیاسی اوباما را دنبال نموده است می گوید: "درسال 2004 بود که اوباما را در گردهمایی دموکرات ها دیدم. خوب به خاطر دارم که گوشی تلفن را برداشتم و به برادرم زنگ زدم. به او گفتم آنچه من می بینم تو هم بینی؟ نسبت به او احساس ویژه ای پیدا کردم. کسی که باهوش است و تحصیلات خوبی دارد. وقتی که به حرفهایش در ایووا گوش دادم، می دانستم که او تا ته خط می رود و می دانستم که می بایست به او کمک کنم."
صرام که اینک ساکن ایالت کانتی کات است، در سال 2003 یک جایگاه کاری بسیار موفق در وال استریت را رها کرد تا زندگی اش را وقف دو کودکش کند و درفعالیتهای خیریه ای خود بانی آن است، در آمریکا و سراسر جهان شرکت کند که حمایت از کاندیداها . درسالهای گذشته بخشی از این فعالیت او محسوب می شود.
صرام به کمک دخترعمه اش سیما صرافان که همکلاسی اوباما در دانشگاه هاروارد بوده است، جشن گلریزانی با شرکت بیش از 250 نفر (عمدتا خانم) تشکیل داد که دراین جشن چهره هایی مثل کارولین کندی (دختر رییس جمهور فقید کندی) ونیرا تندن (مشاور هیلاری کلینتون) شرکت کردند.
او در پاسخ به سوال دلیل حمایتش از اوباما می گوید :"صدها دلیل وجود دارد اما تنها اینکه اوباما به جنگ درعراق "نه" می گوید برای این حمایت دلیل کافی است. چرا که او تنها کاندیدایی است که درطول سالها واقعا به استفاده از دموکراسی برای حل مسایل اعتقاد دارد وتوسل به جنگ را آخرین راه حل می داند.
صرام که متولد و بزرگ شده ایران است، خاطرات مشق نوشتنش در زیر نور شمع در هشت سالگی را به خاطر دارد که برای احتراز از بمباران هوایی برقها قطع می شد. او می گوید:"این روزها هنگامی که با بچه ها در بعدازظهرهای پاییزی زیبا، کنار زمین فوتبال می نشینم، به بچه هایی فکر می کنم که درسراسر جهان نگران بمباران شدن هستند." او که درسال جاری درجمع آوری 30 هزاردلار کمک برای تهیه و ارسال ویلچر برای کودکان مجروح عراقی اقدام کرده است می گوید حتما لازم نیست که با جمع آوری پول بزرگ کار مهمی انجام دهید، بلکه با انجام کارهای کوچک نیز می توان تغییراتی صورت داد.
Tuesday, October 7, 2008
دین و سیاست در انتخابات آمریکا
صبح روزآخرین یکشنبه سپتامبر در واشنگتن دی سی است. هوا خنکی دلنشینی دارد. در خیابان شانزدهم دی.سی. بادخنکی می وزد که آواز پرندگان و نواختن ناقوس کلیساها را به گوش رهگذران می رساند.
در یکی از خیابانهای فرعی منتهی به خیابان شانزدهم، صف طویلی از اتوموبیلها پارک شده است. مردهای آفریقایی-آمریکایی با لباس رسمی و زنها با لباس های شیک دست کودکانشان را گرفته و وارد کلیسا می شوند. پیرمردی سیاه پوست که فراگ پوشیده با خطاب میهمانان با عنوان برادر و خواهر آنها را به سالن اصلی کلیسا راهنمایی می کند. برسردر کلیسا پلاکاردی آویخته شده است که نشان می دهد کلیسا جشن 144 سالگی اش را جشن گرفته است. این کلیسا که در منطقه آفریقایی- آمریکایی نشین شمال غرب واشنگتن دی.سی قرار گرفته است، یکی از ده ها کلیسای بنا شده در این خیابان است که به منطقه مذهبی آفریقایی-آمریکایی ها شهره است.
مراسم آیین ونیایش معمول کلیسا درجریان است. بعداز اجرای هم آوایی کلیسایی، اسقف کلیسا، تاریخچه کلیسا و تغییرات صورت گرفته در تاریخ کلیسا را مرور می کند و سپس به نقش مهم جامعه آفریقایی-آمریکایی ها به ایجاد تحول درجامعه آمریکا اشاره می کند. او با برشمردن رویدادهای مهم تاریخی صورت گرفته در وضعیت جامعه سیاهان آمریکایی بعد از مارتین لوترکینگ، به انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا و نقشی که جامعه آفریقایی- آمریکایی در آن می تواند داشته باشد، اشاره می کند. اسقف بدون اینکه از نامزد خاصی نام ببرد، این مقطع از تاریخ آمریکا را سرنوشت ساز برای جامعه سیاه پوستان تلقی می کند.
کلیسا سن پاول خلیفه گری که یکی از کهن ترین کلیساهای واشنگتن دی سی به شمار می رود نیز هریکشنبه پذیرای جمع زیادی از پیروان خود است. این کلیسا عمدتا پذیرای جمعیت سفید پوست واشنگتن دی سی است. مراسم دعا ونیایش این کلیسا تقریبا تمام شده است درحالیکه مجادله دو مرد میانسال که درآستانه در خروجی سالن با هم بحث می کنند، تمام حواسها را به خود جلب کرده است. هردوی آنها از اعضای قدیمی کلیسا هستند درحالیکه هرکدام تلاش دارد تا طرف دیگر را متقاعد کند که نظرش درخصوص ریاست جمهور آینده آمریکا مستدل تر است.
جان گرین باون 52 ساله که از اعضای قدیمی این کلیسا است با انتقاد از وضعیت پیش آمده می گوید: "این انتخابات همه را مریض کرده است. ما در کشوری زندگی می کنیم که می گوییم دولت وکلیسا از هم جدا هستند درحالیکه ببینید چگونه این دو، دعوای سیاسی را به مکان مقدس آورده اند." او که کارمند بازنشسته بانک است معتقد است این انتخابات آن قدر شور شده است که همه جا وهمه کس درباره اش بحث می کند. او که از پاسخ به تمایل سیاسی شخصی اش طفره می رود می گوید:"فرق نمی کند به چه کسی رای می دهید اما اینکه در مکان های عمومی یا مکان های مقدس مثل کلیسا که مردم برای عبادت آمده اند، نظر سیاسی وعقیده خود را مطرح کنید یا در پشت تریبون کلیسا به مردم مشاوره سیاسی بدهید غلط است. مخالف قانون هم هست چرا که کلیسا نباید در مورد امور سیاسی دخالت کند. تا آنجایی که من می دانم براساس قانون آمریکا نهادهای معاف از مالیات مثل کلیسا نباید از کاندیدای خاصی حمایت کنند یا کسی را تایید کنند درحالیکه بسیاری از کلیساها این کار را می کنند."
بر اساس قانونی که به پیشنهاد سناتور لیندون بی جانسون در 1954 به کنگره ارائه وتصویب شد، وعاظ و اسقف های کلیسا که برای مردم سخنرانی می کنند مجاز به حمایت یا تخطئه کاندیداها نیستند چرا که مطابق این قانون با خطر لغو معافیت مالیاتی کلیسا روبرو می شوند درحالیکه این قاعده ضمانت اجرایی ندارد و اداره مالیات IRS نیز خیلی دراین مورد حساسیت به خرج نمی دهد.
این درحالی است که بسیاری از امرای کلیسا در تلاشند تا این قانون را به نحوی لغو کنند تا از این طریق بتوانند جمعیت پیروانشان را در امور سیاسی نیز رهبری کنند. از سال 2002 تلاش وافری در میان محافظه کاران مسیحی و لابی های مذهبی وابسته به این جناح برای لغو این قانون صورت گرفته است درحالیکه والتر بی جانسون سناتوری جمهوریخواه از کارولینای شمالی سردمدار این جریان در پنج سال گذشته بوده است.
درکلیسای آسپن هیل سیلور اسپرینگ اما نوع دیگری از خطابه سیاسی درجریان است. این کلیسا که محل عبادت جمعیت لاتینی تبار دی سی است، همواره مملو از جمعیت اسپانیش زبان منطقه است که برای عبادت به این مکان می آیند. خطابه به زبان اسپانیولی با لهجه السالوادوری انجام می شود درحالیکه بدون اشاره به هیچ کاندیدایی، اسقف از مردم می خواهد که به راه خدا رای بدهند. به کسی رای دهند که حافظ منافع مردم لاتینی تبار است، با همجنس گرایی مخالف است و از سقط جنین حمایت نمی کند.
رودولفو 34 ساله که متولد آمریکا و از پدرومادری مکزیکی و السالوادوری متولد شده است ، از وکلای برجسته لاتینی تبار به شمار می آید. او که متناوبا به این کلیسا رفت و آمد می کند و به قول خودش مشکلات بسیاری از لاتینی تباران را داوطلبانه حل کرده است در خصوص نقد خطابه سیاسی در کلیسا می گوید:"طبق بند یک اعلامیه آزادی ها، کنگره مجاز به تصویب قانونی که در آن تبعیض دینی لحاظ شده باشد یا آزادی بیان محدود شده باشد نیست درحالیکه فهم بد نامه جفرسون به جمعیت کلیسایی تعمید گر در 1802 مبنی بر ایجاد دیوار حائل بین دولت و کلیسا بد فهمیده شده ومنجر به ایجاد جدایی دین از دولت شده است."
او با اشاره به متن سخن مدیسون که همراه جفرسون برای ایجاد آمریکایی آزاد تلاش کرده است می گوید: "منظور از این سخنان این بوده که دین مانع فعالیت فرد نشود یا دینداری باعث تبعیض نباشد نه اینکه افراد دیندار از دولت دورباشند..."
حرفهای این وکیل لاتینی تبار با آغاز بخش دیگری از سرود کلیسایی قطع می شود درحالیکه ضرب المثل معروف کار مسیح را به مسیح وانه و کار قیصر را به قیصر به عنوان سنگ بنای جامعه سکولار در ذهنم مرور می شود.
Obama presidency may change attitudes in Tehran
ANALYSIS/OPINION:
The Iranian nuclear issue and the future of U.S.-Iran relations are among the most important and controversial subjects in the U.S. presidential campaign, and the results of the November election could have a tremendous impact on Iran.
Escalating international pressure over Iran's nuclear program are giving Tehran a very hard time, and officials there are struggling to curtail the impact of sanctions on the Iranian economy.
Many in Tehran are hoping for a change in the international arena after the U.S. elections and are pinning their hopes on the Democratic nominee, Sen. Barack Obama, who has called for negotiations with Iran without preconditions.
Last week, an Iranian news agency close to President Mahmoud Ahmadinejad, Parseh Press, went so far as to write that Mr. Ahmadinejad, who is in New York for the annual U.N. meeting of heads of state and government, would try to meet Mr. Obama on the sidelines of the U.N. gathering.
Although the chances of such a meeting are nonexistent - and would be political suicide for Mr. Obama - the story suggests that Mr. Ahmadinejad is eager for an end to enmity with the United States after nearly three decades of hostility.
Mr. Ahmadinejad's own term ends in August 2009, but there are vivid signs that he expects to be re-elected and serve until 2013. Iranian Supreme Leader Ayatollah Ali Khamenei dropped a hint recently that he backs a second term for Mr. Ahmadinejad, hailing the president's efforts and urging him to plan for another four years.
In spite of internal political conflicts in both the United States and Iran, those advocating confrontation are in increasingly weak positions and supporters of dialogue are growing stronger.
Breaking the taboo on high-level meetings would be easier for Mr. Ahmadinejad than for anyone else in the regime, because no one can accuse him of betraying revolutionary values - unlike former President Mohammad Khatami, who was harshly criticized for making concessions to improve relations with the West.
Mr. Ahmadinejad also may find it easier to relaunch a relationship with Washington if the United States elects its first black president. This would be the clearest sign of a brand new America in the minds of the Iranian people and would help put an end to a historical portrait of the United States - for Iranian regime supporters - as a cruel and rude imperialist nation that supported the despotic shah.
Many Iranians sympathize with blacks in the U.S. and see them as oppressed. The perception is so strong that during the 1979-81 hostage crisis, the hostage holders declared their solidarity with other "oppressed minorities" and released 13 women and blacks.
Mr. Obama's willingness to talk to Tehran without preconditions - if not at a presidential level from the start - also would help the Iranian government engage without losing face.
The history of attempts to improve relations between the two countries is riddled with missed opportunities, from the U.S. rejection of an Iranian oil contract with the Conoco company in 1995 to Iran's rebuff of overtures in the second Clinton administration and the Bush administration's failure to reply to an Iranian offer in 2003.
There are many decision makers in Tehran who have decided not to waste any new chances for melting the ice, and Mr. Ahmadinejad would regard negotiations without preconditions as a great achievement.
Of course, Iranian hopes about Mr. Obama may be overly optimistic. The Democratic presidential nominee has promised a hard line against Iran going nuclear, which he has called a "game changer" in the Middle East.
No one can guarantee that if Mr. Obama is elected, he won't redouble sanctions and increase pressure over Iran's human rights record. But in Tehran, there is hope for a sea change in U.S. attitudes - and policies - toward Iran.
Mehdi Jedinia is an Iranian freelance journalist.
تنها مناظره انتخاباتی معاونان رییس جمهور درآمریکا

سن لوییس، میسوری – پنجشنبه شب دانشگاه واشنگتن ایالت میسوری میزبان تنها مناظره معاونان ریاست جمهوری انتخابات آتی آمریکا بود حال آنکه بسیاری از ساکنان سن لوییس ترجیح داده بودند این مناظره را از تلویزیون های خود در اتاق نشیمن یا درمیهمانی های کوچک خودمانی تماشا کنند. در این میان اما فرماندارسابق میسوری باب هولدن که خود دموکرات است واینک مدیر روابط عمومی کالج است به همراه دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه هنرهای زیبای وبستر اقدام به برگزاری یک گردهمایی عمومی برای تماشای مناظره نمود. دراین میهمانی که رایگان وشرکت برای عموم درآن آزاد بود، پیتزا و نوشابه به حضار ارائه می شد و مناظره از طریق یک تلویزیون عظیم الجثه تخت به نمایش درآمد.
در ساعات منتهی به آغاز مناظره اما اعتقاد به کارآیی فرماندار پیلین در مناظره بیشتر مورد تردید قرارگرفت. این درحالی بود که عده ای هم نگران این بودند که سناتور بایدن وارد مباحث دانشگاهی شود و از موضع فروتنانه برخورد کند.
آرتوربنکز که 53 ساله و سابقا کارگر رستوران بوده است و از انتخاب شدن مک کین نگران است چرا که به نظر او با آمدن مک کین مستمری ها قطع می شود، حامی اوباما است. او می گوید :"سارا پیلین امشب نیز اشتباهات متعددی می کند. من مصاحبه اش با کتی کوریک در سی بی اس را دیده ام ."
گروهی از مادران محلی هم که کمپینی در مخالفت با پیلین راه انداخته اند اقدام به ارائه نقطه نظرات خود کردند که حاکی ازبدبینی شان نسبت به پیلین بود. سوهاید با اشاره به مناظره پیلین می گوید:" در بحث امشب پیلین به جای جواب دادن به سوالات مکرراً به بایدن حمله می کند تا توجهات را از کم اطلاعی اش نسبت به مسایل منحرف کند."
ژاکلین باودر نیز با اشاره به مجری برنامه ، گون آیفیل از پی بی اس، می گوید: "من واقعا خوشحالم که مجری برنامه یک زن انتخاب شده است چرا که راه را برای شکایت پیلین از اینکه با او عادلانه برخورد نشده ، می بندد."
بعد از مناظره اما بسیاری ازمردم به این صرافت افتادند که بسیاری از پیشداوریهایشان و نگرانی هایشان بی دلیل بوده است. ساراپیلین بسیار مسلط تر از مصاحبه های قبلی اش با کتی کوریک و چارلی گیبسون ظاهر شده بود و بایدن نیز اختصاصاً محور بحث هایش را متوجه حمله به سیاستهای مک کین کرده بود و اعتنایی به نقطه نظرات و مباحث مطرح شده از سوی فرماندار آلاسکا نداشت.
در دانشگاه وبستر اما مخاطبان به صورت مستقیم تماشاچی مناظره بودند و می توانستند از نزدیک به ابراز احساسات بپردازند هر چند جو متمایل به دموکرات حضار با اشارات بایدن و حرکات چهره او نسبت به پاسخهای پیلین به ابراز احساسات مبادرت می کردند.
درمجموع اما و بنا به نظر بسیاری از حضار، این مناظره بسیار بهتر و در سطح بالاتری نسبت به مناظره اول بین کاندیداهای ریاست جمهوری سناتور مک کین و اوباما برگزار شد.
کلوت کامینگز که کارمند دانشگاه است وبا نقطه نظرات فرماندارپیلین درخصوص ازدواج همجنس گرایان مخالف است می گوید: "به نظر من هردو رقیب بسیار خوب ظاهر شدند. بایدن درخصوص اقتصاد خوب حرف زد و نقطه نظرات پیلین درمورد انرژی قابل توجه بود."
سوزان ناپلئون که از روند آرام مناظره لذت برده بود گفت:"هردو مسلط بودند، خوب حرف زدند، اطلاعات داشتند و روند مناظره نیز بدون گره و سکسکه بود."
خانم ناپلئون که در دفتر ریاست دانشگاه کارمی کند درحالی برای اوباما رای به صندوق می ریزد که چندان اعتمادی به او ندارد. اما مناظره پنجشنبه شب به او کمک کرد که با نظرات جو بایدن به عنوان یار همراه اوباما، بیشتر آشنا شود و درعین حال ازاینکه پیلین تلاش کرده بود تا در ابعاد یک فرماندار ظاهر شود راضی بود هرچند به نظر او پیلین در جواب دادن خیلی موفق نبود و طفره می رفت که این شیوه برای یک کاندیدای معاون ریاست جمهوری چندان جالب نیست.
کارابکمن که از دانشجویان قدیم دانشگاه وبستر است می گوید:"بعد از این مناظره متقاعد شده ام که انتخابم صحیح بوده است." او که به اوباما رای می دهد از نقطه نظرات مستند به اعداد و ارقام جو بایدن لذت برده است اما از اینکه اینکه سارا پیلین تنها حرف زده است ناراضی است. آندریا هیل همکلاسی سابق و دوست خانم بکمن نیزاز اینکه سارا پیلین درمقابل سوالات جاخالی داده، ناخشنود است.
اسماعیل اسنایپز ازدانشجویان دانشگاه وبستر نیز به باراک اوباما رای می دهد چرا که به نظر او برنامه اقتصادی ارائه شده از سوی باراک اوباما به واقعیت نزدیک تر و در راستای سیاست خارجی درقرن بیست ویکم است درحالیکه مک کین فقط از برنامه های جرج بوش حمایت می کند. او که شخصا طرفدار سارا پیلین است واو را به خاطر ویژگیهای شخصیتی و ارزشهای شخصی اش ستایش می کند معتقد است سارا پیلین بسیار بهتر از آنچه او انتظار داشت، ظاهر شد. او که تحت تاثیر صحبتهای کاملا مسلط و منطقی بایدن قرار گرفته است به لحظات احساسی این مناظره نیز اشاره دارد که درآن بایدن با احساساتی واقعی از سانحه تصادف همسرش در 1972 یادکرد واو و دخترسیزده ماهه اش را ازدست داد.
بیشتر مردمی که شاهد این مناظره بودند از مناظره پیلین راضی بودند چرا که به دلیل مصاحبه بد او با کتی کوریک ، انتظارات از او به سطح پایینی تنزل کرده بود اما حضور او در برنامه امشب به مراتب بالاتر ازانتظارات بود.
به عنوان یک نتیجه گیری می توان گفت که بیشتر تماشاچی ها احساس مثبت تری نسبت به مناظره داشتند و معتقد بودند سارا پیلین بسیار بهتر ظاهر شد اما در پایان برآورد کردند که بایدن برنده واقعی این مناظره است. براساس یک نظر سنجی از مخاطبین سی ان ان ، 84 درصد تماشاچی ها معتقد بودند که سارا پیلین بسیار بهتر به ارائه نقطه نظرات خود پرداخت درحالیکه نتیجه کلی حاکی از آن بود که سناتور بایدن درمجموع بسیار کاملتر و موفق تر عمل کرد و به نسبت 51 درصد به 36 درصد برنده این مناظره بود.
